aban72



 

حتما خيلی از شماها ، يک کپی از اون ايميلی رو که ظاهرا يک جوک اينترنتی بود گرفتيد ، همونی که ميگه يه سلمونی توی آمريکا چند روزی مو مجانی کوتا ه ميکرده ، و وقتی آمريکاييها ميرفتند پيشش از اين کار بسيار خوشحال ميشدند ، و روز بعد يک سبد گل به عنوان تشکر ميفرستادند ولی وقتی يه  آقای ايرانی ميره اونجا فرداش به جای سبد گل يه صف طويل از ايرانيهای که منتظر بودند موهاشون مجانی کوتاه بشه پشت در بودند.

حالا من نميخوام از کسی دفاع کرده باشم ، فقط خواستم بگم ، اينجا توی شهر ما يه کارواش باز شده و برای تبليغ کوپن مجانی فرستاده ، اين کوپنها فردا باطل ميشه ، بنابراين من و بهنام رفتيم که ماشين رو بشوييم ، اولا که توی اون صف  غير از ما کسی ايرانی نبود، دوما هيچ کدوم هم حاضر نشدند ۲ دلار بدند و کوپن مجانيشون رو upgrade کنند ،سوما ماشين جلوی ما  کاملا تميز بود ، معلوم بود چند تا کوپن مجانی دستش رسيده و چند بار توی اين هفته ماشينشو شسته ، ولی باز هم گفته بگذار از اين فرصت باقی مونده استفاده کنم .

حالا خودتون قضاوت کنيد ، اون ضرب المثل کوفت باشه ، مفت باشه فقط مال ما ايرونی است؟؟!!؟!؟؟!؟!؟؟!؟!؟    


FERFER     لینک


 

امروز من موفق به اخذ گواهينامه رانندگی ايلات متحده شدم ، حالا اين موضوع دقيقا مصادف شد با مراسم افتتاح قطار شهری توی فولسوم .

خوب اگر قرار بود به رفع معضل حمل و نقل رسيدگی بشه کاش زودتر ميگفتند که من ديگه به خودم اين همه زحمت نميدادم . حالا اشکال نداره ، حداقل بقيه که ميان اينجا ديگه اينقدر نميترسند که اگر گواهينامه نداشته باشند ممکنه از گرسنگی و تشنگی بميردند، چون حداقل توی شهر ما هيچ وسيله نقليه عمومی تا الان وجود نداشت و من هم به همون دليل ترس از اينکه اگر يک روز بهنام خونه نباشه من از گرسنگی بميرم ، رفتم و امتحان دادم و برخلاف خيلی که ادعای راننده بودنشون ميشه ، همون بار اول قبول شدم .

اصلا منظورم به اونی که شما فکر کرديد نبود.

 


FERFER     لینک


 

ما زولبيا باميه ماه رمضون رو يکی دو روز قبل از ماه رمضون خورديم ، شما رو نميدونم هنوز دستتون بهش رسيده يا نه  - اين و گفتم که بگم اينجا هم از ماه رمضون يه خبرای هست ، حداقل از زولبيا باميش . ولی از اون اذان و نون بربری و چای شيرين که من عاشقش بودم خبری نيست .

راستی اون مشکل ديدن ماه که ما فکر ميکرديم ، به علت عدم امکانات در ايران اتفاق ميفته ، اينجا به مراتب بدتره ، شنيدم توی شهر ما فولسوم امروز اول ماه رمضون اعلام شده ولی توی ساکرامنتو که فقط ۲۰ دقيقه با ما فرق داره ديروز اول ماه رمضون بوده .

فکر کنم آخوندای اينجا حتی زحمت پشت بوم رفتن رو هم به خودشمون نميدند. 


FERFER     لینک


 

چند روز پيش فيروزه بهم زنگ زد و بدون هيچ مقدمه ای گفت : ” من ديروز ازدواج کردم، يعنی ۲۹ سپتامبر“. اعتراف ميکنم با ابنکه سالهاست فيروزه و اون اخلاق منحصر بفردش رو ميشناسم ، باز هم شوکه شدم.

انتظار داشتم حداقل به من ميگفت تا ميتونستم شاهد عقدشون باشم ، ولی خوب فيروزه است ديگه ، نميشه بهش خرده گرفت . نميتونم احساس خوشحاليم رو وصف کنم ، اين خبر يکی از قشنگ ترين روزهای اين چند ماه اخير رو برام ساخت.

 فيروزه جون ، برات روزهای خوشی به قشنگی لبخندت و به پاکی قلب صافت آرزومندم.

 


FERFER     لینک


 

تو گر خود کنی اختر خويش خراب                       مدار از فلک چشم نيک اختری

اينقدر از چيزهای که ميشنوم عصبانيم که فقط ميتونم جمله بالا رو بگم .

همين و بس


FERFER     لینک


 

تهران جلس ۱

خوب ما از سفر برگشتيم ، کوتاه ولی پر هيجان - از ديدن هاليود گرفته ، تا عروسی و کنسرت گوگوش و ديدار دوستان و يونيورسال استوديو و محله ايرونی ها و چلوکباب برگ .. همه و همه رو ظرف دو روز و سه شب با يک برنامه ضربتی و از پيش تعيين شده انجام داديم . حاضر نبوديم هيچ کدوم از برنامه ها رو فدای اون يکی بکنيم. نه ميشد از ديدن يونيورسال استوديو گذشت ، نه  از کنسرت بانو گوگوش (مخصوصا که کامی جان را هم با خود آورده بود، ولی از نان خامه ای خبری نبود! )، عروسی ژانت هم که خوب جای خودش رو داشت وبايد ميرفتيم ، تازه اونهمه راه رفته بوديم اگر نميرفتيم هاليوود و بورلی هيلز خونه ای هنر پيشه ها رو ببينيم ، ممکن بود مدونا ناراحت بشه - خلاصه با يادآوری اون ضرب المثل مامان بزرگ که ميگه دنيا ديده از دنيا خورده بهتره ، دست از خوردن  برداشتيم و تا ميتونستيم لوس آنجلس رو ديديم. 

ديدن اونهمه ايرونی توی يک شهر ، با اون محله ايرونی و مغازه هايی که حتی سر درشون هم فارسی نوشته ، يک کم از بار دلتنگی آدم کم ميکنه ، گويی اينکه خيلی از اون ايرونيها توی يک حال و هوای ديگه ای سير ميکنند و شايد هيچ نقطه مشترکی با من ندارند ولی خوب ايرونی بودند و من دوستشون داشتم .

الحق هم خوب تونسته بودند روی فرهنگ اون شهر تاثير بگذارند ، چون رانندگی همه اونجا دست کمی از مسافر کشهای تهرون نداشت ، ترافيک هم که دقيقا حال و هوای تهرون رو تداعی ميکرد .

خلاصه ما با يک تير دونشون زديم هم لوس آنجلس رو ديديم هم يک کم از بار دلتنگی تهرانمون کاسته شد ، مخصوصا وقت توی کنسرت اعلام کردند کاپيتان علی دايی هم مهمون افتخاری سالن هستند ، فهميديم بابا توی اين لوس آنجلس خيلی خبراست و ما بيخبريم.....

 


FERFER     لینک